برای آغاز
دستهبندی شده در رسانه, روزمره, معماری در ۰۱:۴۲
سلام
آدرس وبلاگ قبلي من، علي اعطا دات آي آر، يا همان كلوناد، اينجا دايورت شده و من از اين به بعد قرار است اينجا بنويسم. نمي دانم تا چه زماني، اما حالا-حالاها اينجا خواهم بود.
وب سايت من، مشكلات زيادي داشت (يا دارد) و يكي از مهمترين مشكلات و ايرادها، بخش كامنت است كه كار نمي كند و اشكالاتي ديگر. به دوست خوبم، محمد حامد موسوي زحمت داده ام براي رفع اين اشكالات.
محيط اينجا برايم آشنا نيست. بايد با گزينه هاي كنار صفحه يك مقداري كار كنم.
بيشترين خوشحالي ام به خاطر بخش كامنت هاست كه حالا ديگر فعال است. الان چيزي ندارم براي نوشتن اما آخرين يادداشت وبلاگ قبلي را اينجا كپي مي كنم تا اگر نظري داشتيد بنويسيد.
………………………………………………………………..
جمعه – ٩ ارديبهشت ٨٩
يادداشت هايي از همايش پنجره اي به شوشتر
خوب، چرا رفته بودم اهواز؟ رفتم اهواز كه بروم شوشتر
خوب چرا رفته بودم شوشتر؟ فرهنگستان هنر دعوت كرده بود كه بروم چهاركلمه اي توي دو ميزگرد توي همايش پنجره اي به شوشتر حرف بزنم. يكي نقد و بررسي پروژه شوشتر نو كار كامران ديبا و ديگري گفتگو درباره ي معماري معاصر ايران.
و من هم تشكر كردم و با كمال ميل رفتم. حالا مي گويم چرا.
همايش پنجره اي به شوشتر؛ مركز رويدادهاي معماري ايران
نظرات كلي اي دارم درباره ي كاري كه مركز رويدادهاي معماري ايران شروع كرده. تا جايي كه پشت كامپيوتر خوابم نبرد چيزهايي مي نويسم. شايد اگر فراغتي حاصل شود ميان اين مشغله هاي بي امان ما، به زودي يادداشتي دراين باره بنويسم براي يكي از مجلات تخصصي.
مركز رويدادهاي معماري، و به طور مشخص مهندس قاسمي و همكارانش از چندسال پيش حركتي را آغاز كرده اند كه كم كم دارد خوب ثمر مي دهد. به بار نشسته است اين حركت. اين سطور من، صرفا اداي ديني ست در حد توان بيداري من در اين نيمه ي شب نسبت به اتفاق بزرگي كه آغاز و انجامش اراده هاي بزرگ مي خواهد.
ما معمارها هميشه عادت داشته ايم فعاليت هايمان از جمع محدودي از خودمان بيرون نرود. در همايش ها و مسابقه ها و جشنواره ها، هميشه نخبه گرا عمل كرده ايم. جمعمان هميشه محدود بوده و در جمع محدود خودمان هميشه از جامعه اي شكايت كرده ايم كه ارزش عمل ما را نمي داند و از حرفه ي ما به قدر كافي آگاه نيست. در بهترين حالت وقتي خواسته ايم جمع محدود خودمان را كمي گسترش بدهيم – شايد براي كمي عمق بيشتر بخشيدن به محتوا – يكي دو نفر فيلمساز و فيلسوف معروف را هم به بازي گرفته ايم.
كاري كه آقاي قاسمي و همكارانش مي كنند، به بازي گرفتن كل جامعه است. كل جامعه ي شهري، آن هم در كوچكترين شهرهاي قديمي و ارزشمند به لحاظ تاريخي. يك بار در كاشان، يك بار در شوشتر، و ظاهرا در آينده در گرگان.
همايش پنجره اي به شوشتر، در يك بازه ي زماني ١٠ روزه، در زمان همايش و شايد از مدتها قبل و تا مدتها بعد، تمامي شهر شوشتر را به بازي مي گيرد. كمتر كسي را مي توانيد در شوشتر پيدا كنيد كه از اين همايش بزرگ بي خبر باشد. شهر به تمامي، به تكاپو افتاده. شركت كنندگان در شهر راه مي افتند، گاه پرسه مي زنند و گاه برنامه ي مشخصي را طي مي كنند. با مردم گفتگو مي كنند. مي آموزند و مي آموزانند و به قول آقاي قاسمي، از منظر زندگي به معماري مي نگرند.
به گمان من، اينطورهاست كه مي شود حقي را ادا كرد و اين فاصله ي بعيدي را كه به ناگزير در طي چندين دهه ي اخير ميان معمار و جامعه، ميان ذهنيت معمار و سليقه ي جامعه، ميان خواسته ي معمار و نياز مردم ايجاد شده تا حدي كوتاه تر كرد.
همه ي ما – هر كس – مي تواند با نظرات شخصي مهندس قاسمي موافق باشد يا نباشد. حتا مي شود گاهي اشكال تراشي هم كرد. ممكن است افرادي هم باشند كه يكباره در جلسه اي بلند شوند و با اظهارنظري، اشكالي كوچك را بهانه اي كنند براي زيرسوال بردن تمامي اين حركت ارزشمند.
اما ترديد ندارم و ادعا مي كنم كه هيچ كس نخواهد توانست ارزش عظيم اين حركت فرهنگي را كه در شهرهاي كوچك ما شور و نشاط و پرسش و آگاهي ايجاد مي كند، انكار كند.
در نهايت، خلاصه ي سخن و حرف اصلي ام اين است كه اين جريان كه آغاز شده، جرياني ست كه فراتر از نظريه هايي مانند
زمينه گرايي، بوم گرايي، منطقه گرايي و از اين قبيل، به طور مستقيم، ما را با اصالت ها و اريژيناليته ي زمينه، بوم و منطقه مواجه مي كنند.
من، روزهاي ٥ و ٦ اردي بهشت دعوت بودم براي شركت در ميزگرد.
روز اول:
نشست اول: عصر روز اول در خانه ي مستوفي نشست معماري و ادبيات برگزار شد با حضور علي خدايي و مينو فرشچي (اين افراد احتياج به معرفي بيشتر ندارند)
نشست دوم: بعد از نشست معماري و ادبيات، اينبار در خانه ي مرعشي نشست نقد و بررسي پروژه شوشتر نو بود. با حضور مهندس شهاب الدين ارفعي، مهندس محمود درويش ( رئیس انجمن مهندسان معمار و شهرساز اصفهان)، دكتر حميدرضا شايان (عضو هيات علمي دانشگاه جندي شاپور) ، من (علي اعطا) و خانم مهندس ستاره اردوبادي (دبير ميزگرد)
روز دوم:
نشست اول: روز دوم عصر باز در خانه ي مستوفي نشست عكاسي و معماري برگزار شد با حضور جاسم غضبان پور
نشست دوم: بعد از نشست عكاسي و معماري، نشست معماري معاصر در خانه ي مرعشي با حضور مهندس محمود درويش ( رئیس انجمن مهندسان معمار و شهرساز اصفهان)، دكتر حميدرضا شايان(عضو هيات علمي دانشگاه جندي شاپور)، مهندس وحيد قاسمي (مدير مركز رويدادهاي معماري ايران و دبير همايش) و من (علي اعطا) .
بعد از تحرير:
١- آدم يك مقداري برايش سخت است توي ميزگردي باشد با حضور افرادي از يك يا دو نسل قبل و بخواهد با آنها بحث كند.
روز دوم البته، عذرخواهي هاي لازم را بجا آوردم و خيلي جدي بحث كردم. نتيجه اين شد كه روز اول، خيلي نشد بحث جدي اي مطرح كنم و يا بحثي را پيگير باشم. ولي از نتيجه ي روز دوم راضي بودم.
٢- چه لذتي داشت همصحبتي هاي بعد از جلسات و توي فرصت هاي كوتاه كوتاه با علي خدايي، نويسنده ي مطرح كشورمان و گفتگو درباره ي ادبيات با او و چه انسان نازنيني بود و چه راحت مي شد توي همان لحظات اول آشنايي با او صميمي شد.
٣- غضبانپور از ديد من، انساني به تمام معنا اصيل است. او عكس هايش را زندگي مي كند. او اول سوژه را زندگي مي كند و بعد خاطره اي لحظه اي از آنها را با عكس ماندگار مي كند. بسيار مي توانم از او حرف بزنم از همين آشنايي دو سه روزه و گفتگوهاي پراكنده ي گاه گاه.
٤- سه شنبه بعدازظهر برگشتم اهواز. چهارشنبه شب بليط داشتم كه برگردم تهران. همان سه شنبه شب رفتم فرودگاه و آمدم تهران. اهواز ديدم نا آرامم. ديدم خانه جاي ماندن نيست. انگار شهر من گم شده است.


اردیبهشت ۲م, ۱۳۹۱ در ۰۲:۵۷
با سلام ، در حال حاضر اخباری از کنسول روسیه در اصفهان مخابره می شود که حاکی از بی بند و باری در این کنسول سیاسی بوده به نحوی که در بررسی های انجام شده و تاییدیه های نفر به نفر گزارشاتی مبنی بر ورود دختران ایران در ساعات غیر اداری و همچنین ورود ایشان با توریست های روسی به این کنسول و خروج تا پاسی از شب و ساعاتی از نیمه شب می باشد ، در مواردی گزارشات حاکی از خروج افراد مست توسط راننده ی روسی تا محل هتل ها گزارش شده است ، این ها همه مواردی هستند که توسط برخی افراد گزارش شده اند ، در برخی موارد ، صدور روادید برای دحترانی که فاقد آموزش های زبان روسی ، رابط های روسی و توان سفر به روسیه بوده اند این شک را به یک یقین تبدیل کرده است که در این سفارت در حال حاضر یک مافیا سکسی در حال رخ دادن است ، در مواردی در این کنسول ، پارتی های شبانه و افزایش موارد امنیتی گزارش گردیده است که حاکی از اخبار درون کنسول می باشد ، مطابق با تاییدیه های رخ داده سر کنسول آن سفارت مردی به نام علی مصطفی بگلی است که در مواردی رفت و آمد های مشکوک وی با برخی از پست های سیاسی و … گزارش گردیده است ، لازم به ذکر است محل کنسول روسیه در استان اصفهان در محلی در نزدیکی میدان نقش جهان ، در خیابانی با نام تلفن خانه بوده و در روبهروی مسجد سفره چی واقع می باشد ،
و این ها در حالی است که روسیه با عقد قراردادهای سنگین با ایران در حال استعمار تکنولوژِیک این کشور می باشد ، در همین راستا اطلاعات ارسال شده مسلما مبنی بر تغییر سیاست های ایران علیه روسیه خواهد شد ، زیرا این کشور در تاریخ خود خیانت های بزرگی را نسبت به ایران دارا می باشد
و ایران پس از راندن انگلستان از خاک خود ، با حمایت های خود سرپوش بسیاری بر کارهای روسیه نهاد و به رای روسیه در نهادهای بین الملل نیاز دارد
خواهشمندیم نسبت به بررسی موضوع ، انتشار و تهیه گزارش اقدام نمایید
اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۹۱ در ۱۴:۰۲
کلاهبرداران شرکت” مهندسین مشاور ابنیه نواندیش”
همه همکاران و و هم رشته ایها توجه کنند به دام رانت بازان و کلاهبرداران شرکتی با نام” مهندسین مشاور ابنیه نواندیش” گرفتار نشوند. در شرکت مزبوربه نام واگذاری پروژه های دست دوم یا استفاده از امتیاز مدارک مهندسین و اخذ گریدهای گوناگون سوئ استفاده های کلان اقتصادی نموده و مسئولیت و بار کارها را بر دوش مهندسان میگذارند وبسیاری از همکاران را از این طریق دچار ضررهای اقتصادی کلان نموده اند…..لطفا جهت آگاهی همگان اطلاع رسانی کنید.