کلوناد

يادادشت هاي علي اعطا درباره ي معماری و چیزهای دیگر

شب نوشت

بالاخره بعد از اين همه مدت وبلاگ نويسي، سر و وضع اين وبلاگ ريخت و قيافه اي به خودش گرفت! حالا بيشتر رغبت مي كنم بنويسم و بيشتر دوست دارم بنويسم.

امشب، باز يكي ديگر از آن شبهاي بي خوابي‌ست كه هر از چند گاهي مي آيد و جمعه و شنبه نمي شناسد. ديگر من هم تلاشي نمي كنم براي مقابله. وقتي ديدم سراغم آمده، از رختخوابم بلند مي شوم و كتاب نيمه خوانده ام را بر مي دارم و تا زماني كه بي خوابي سر رفتن نداشته باشد، مي خوانم و مي خوانم. گاهي مثل امشب – كمتر البته – هواي نوشتن به سرم مي زند و مي نويسم.

مطالب پيشين وبلاگم را، به دليل مشكلات فني، نشد همه را با هم منتقل كنم به فضاي جديد. اين است كه توي اين صفحه، بيش از سه چهار مطلب در دسترس نيست. دوستي پيشنهاد كرد نوشته ها را يكي يكي منتقل كنم و به تاريخ واقعي تحرير، اينجا منتشر كنم. فكر خوبي‌ست اما بسيار زمان گير! تعداد نوشته ها زياد است- حدود ٣٠-٢٢٠ يادداشت. تصميم گرفته ام كم كم بر اساس اولويت بندي كه مي كنم، نوشته ها را اينجا منشر كنم. احتمالا بخشي را براي انتشار مقاله هايي كه از من در مطبوعات چاپ شده، جداگانه باز كنم كه فكر مي كنم حدود ٣٠-٢٥ تايي هستند.

امشب تعدادي از يادداشت هاي سال ٨٤ و بخش عمده اي از ياددشاتهاي سال ٨٨ را با تاريخ واقعي شان به اين فضا منتقل كردم و حالا در دسترس هستند.

Related Posts
  • Share/Bookmark

 

You can leave a response, or trackback from your own site.

One Response to “از به نجواها”

  1. موحدی می‌گه:

    با عرض سلام
    من یکی از دانشجویان سال پایینی دانشکده هنرها هستم که چند سال پیش بابت درس معماری معاصر مزاحم شما شدم و با شما مصاحبه کردم. از اینکه باز هم مزاحم میشم ، شرمنده ام .ولی به جز شما کسی رو در خاطر نداشتم که بتونم ازش کمک بگیرم. من راجع به دادن مقاله در یک شرایط فورس میخواستم ازتون راهنمایی و کمک بگیرم. میخواستم بپرسم ممکنه بتونم باهاتون تماس بگسرم یا خیر.
    با تشکر فراوان
    موحدی

Leave a Reply