نخفته ام ز خيالي كه مي پزد دل من
خمار صد شبه دارم شرابخانه كجاست
چنين كه صومعه آلوده شد به خون دلم
گرم به باده بشوييد حق به دست شماست
از آن به دير مغانم عزيز مي دارند
كه آتشي كه نميرد هميشه در دل ماست
Related Posts
You can leave a response, or trackback from your own site.

Filed Under :
تیر.۱۳,۱۳۸۹
با عرض سلام
من یکی از دانشجویان سال پایینی دانشکده هنرها هستم که چند سال پیش بابت درس معماری معاصر مزاحم شما شدم و با شما مصاحبه کردم. از اینکه باز هم مزاحم میشم ، شرمنده ام .ولی به جز شما کسی رو در خاطر نداشتم که بتونم ازش کمک بگیرم. من راجع به دادن مقاله در یک شرایط فورس میخواستم ازتون راهنمایی و کمک بگیرم. میخواستم بپرسم ممکنه بتونم باهاتون تماس بگسرم یا خیر.
با تشکر فراوان
موحدی