کلوناد

يادادشت هاي علي اعطا درباره ي معماری و چیزهای دیگر

Archive for شهریور, ۱۳۸۴

بخش دوم – هویت و معماری معاصر ایران

مفهوم هویت، درست در جایی که به لحاظ نظری انتظار می رود به سامان برسد، به موضوعی بسیار مبهم، پیچیده و چند وجهی تبدیل می شود. اندیشمندان بسیاری، در دوره ی معاصر درباره ی هویت ایرانی و ابعاد نظری آن بحث کرده اند.در اکثر موارد،این مباحث تا آنجا پیش رفته که مولفه های هویت ایرانی را آیتم بندی کرده و توضیح داده اند، اگرچه دیدگاهها بسیار متفاوت است. اما این سؤال مطرح است که اگر بتوان در حوزه ی فرهنگ، مولفه های هویت ایرانی را به دقت آیتم بندی کرد و توضیح داد‌‍؛ انتظار می رود در عرصه ای که مظاهر فرهنگی، تجسم مادی می یابند(معماری) این مولفه های هویت بخش، به گونه ای سامان یافته بروز پیدا کنند.
دکتر سروش در مقاله ای تحت عنوان سه فرهنگ، این عبارت را مطرح می کند که ” هویت فرهنگی سیال ما از سه فرهنگ دینی، ملی و غربی تغذیه می کند و نیز همواره خود را پالایش می کند “.
اگر بخواهیم این نگاه را به عرصه ی معماری- به عنوان تجسم مادی مظاهر فرهنگی- تعمیم بدهیم و از این راه به مفهومی به نام هویت ایرانی نزدیک شویم، تصور می کنم درست در همینجاست که گریزپایی مفهوم هویت خود را به رخ می کشد.
این سه فرهنگ چه نسبتی با یکدیگر برقرار می کنند؟ آیا ما با سه پدیده ی نا همسو مواجهیم؟ آیا این سه پدیده در عرض یکدیگر قرار گرفته اند یا در طول یکدیگر؟ اگر این سه فرهنگ در یک سطح قرار دارند و اصطلاحا هم عرض هستند؛ به تعبیر معماران نسبت اختلاط آنها چیست و دانه بندی این اختلاط به چه صورت است؟ تا پیش از اولین برخوردهای ایران با جهان عرب، دو فرهنگ دینی و ملی، در عرصه ی معماری، به نوعی وحدت و تداوم رسیده اند. کمتر کسی پرسشی به نام هویت را درباره ی معماری تاریخی ایران مطرح می کند و اگر هم پرسشی مطرح شود، عام نیست و در مواردی خاص طرح می شود. آیا فرهنگ غربی ( به زعم دکتر سروش) در جبهه ی مقابل دو فرهنگ مذکور قرار دارد؟
رامین جهانبگلو معتقد است ایران امروز تمدنیست که با سه لایه ی فرهنگ و تمدن ایران باستان، فرهنگ و تمدن اسلامی و بالاخره لایه ی فرهنگ و تمدن مدرن درگیر است و هر ایرانی می کوشد تا به نوعی این درگیری متافیزیکی را در وجود خود حل کند. در نگاه جهانبگلو، فرهنگ و تمدن مدرن، جایگزین فرهنگ و تمدن غربی دکتر سروش شده است. در نگاه جهانبگلو مدرنیته اتفاقیست که دیگر از انحصارات غرب نیست …

ادامه دارد

  • Share/Bookmark

هویت در معماری، طرح پرسش صحیح ۱

موضوعی که مدتیست فکرم را مشغول کرده، بحث هویت در معماریست. تصور می کنم این بحث مدتیست که در جامعه ی حرفه ای معماری بالا گرفته و یا حداقل، یکی از موضوعاتیست که زیاد به آن اشاره می شود. چند ماه پیش – درست یادم نیست شاید ۷ یا ۸ ماه یا بیشتر- توی یکی از جلسات خانه ی هنرمندان که به معرفی آثار دکتر صارمی اختصاص داشت، یکی از حضار با لحن خیلی تندی صارمی را مورد خطاب قرار داد که شما به مقوله ی هویت ایرانی بی توجه هستید و جملاتی از این قبیل(نقل به مضمون) محور بحث هم طرح میدان شهدای دکتر صارمی بود ( در مشهد) صارمی بعد از صحبتهایی که مطرح کرد گفت من عنصر یا المانی پیدا نکردم که با قرار دادن آن توی طرح، پروزه ایرانی شود( باز هم نقل به مضمون).
که اتفاقا من توی مطلبی که در شرق نوشته بودم به این جمله اشاره کردم. البته این که این عبارت از زبان دکتر صارمی مطرح بشود با توجه به سوابق تحصیلی و حرفه ای صارمی و نسلی که صارمی به آن تعلق دارد، در جای خود قابل تحلیل است.
من تصور می کنم، مقوله هویت در معماری، پیش از آنکه به حوزه ی طراحی معماری اختصاص داشته باشد، به حوزه ی فلسفه معماری تعلق دارد. بنابرین، موضوعی که اهمیت می یابد، مثل هر مقوله ی فلسفی دیگر، طرح صحیح پرسش فلسفی ست. یعنی شاید این پرسش خیلی درست نباشد که ما یک طرح معماری را ببینیم، بعد از طراح آن بپرسیم شما برای مطرح کردن هویت ایرانی در اثرتان چه تدابیری اندیشیده اید. بعد مثلا طراح توی موضعی قرار بدهیم که پاسخ بدهد من المان یا سمبل خاصی پیدا نکردم که … الخ. لابد بعد می شود پرسش و پاسخ را ادامه داد و پرسید مگر قرار بود شما با قرار دادن یک سمبل خاص به اثر هویت ایرانی بدهید؟ … چند وقت پیش توی جلسه ی دفاع یکی از دوستان که ساختمانی توی بافت قدیم اصفهان طراحی کرده بود، یکی از اعضای هیات داوری حرف بامزه ای زده بود. گفته بود من احساس می کنم این طرح یک کمی طاق و قوس کم دارد!
من تصور می کنم چه در مورد سوالی که از صارمی پرسیده شد و چه این رویکرد اخیر، طرح پرسش درست صورت نگرفته است. من مدعی نیستم که ما در حال حاضر به نقطه ای رسیده باشیم که بتوانیم درست با این موضوع بپردازیم. من فقط قصد دارم با نگاهی به پیشینه ی این دغدغه و زمینه های پیدایش آْن، نکاتی را در این زمینه مطرح کنم …

  • Share/Bookmark

نوشته ای برای آغاز کردن …

فرقی نمی کند

امروز هم ما هر چه بوده ایم همانیم

ما باز می توانیم هر روز ناگهان متولد شویم

ما همزاد عاشقان جهانیم

قیصر امین پور

 وبلاگ نویسی – آن روزها که تب تندش ما را هم دچار کرده بود – مثل هر پدیده ی دیگر، دوران اوجی داشت و دوران فروکش کردنی. باز مثل هر پدیده ی دیگر در پایان این دو دوران، دوران دیگری برای تامل هست. بر می گردیم و پشت سر را نگاه می کنیم، تامل می کنیم و بعد توی چشم انداز روبرو طرح تازه ای را تصویر می کنیم. درست مثل طراحی که توی چشم اندازی طرحواره ای را مجسم می کند و بر متن چشم انداز می نشاند. «از خانه ای بر آب» تا «هیچ اما پوچ» دوره های فراز، دوره های نشیب و دوره های بی تابی های ذهن وزبان*. حالا در گریزی دیگر آمده ایم: کلوناد روزهای طلایی دوران دانشکده، قدم زدن توی کلوناد دانشکده که همه جای دانشکده را از آتلیه های طراحی صنعتی و تجسمی تا آتیله های معماری تا کارگاه مجسمه سازی تا بوفه به هم وصل می کرد، از این کلوناد ( ردیف ستونهای رواق دانشکده) برای من تصویری نوستالزیک ساخته است. به مناسبت این نوستالزی، این سایت تازه را کلوناد نام گذاشته ام. آنگونه که طرح ریزی کرده ام، کلوناد، حاوی نوشته هایی ست از زاویه ی دید شخصی که دغدغه ی اصلی اش طراحی معماریست. نوشته ها گاه ممکن است اظهار نظری باشد درباره ی رویدادی، گاه نقد و تحلیلی، گاه بیان نقطه نظری و یا هر چیز دیگر. تلاش خواهم کرد بین نوشته ها وقفه های طولانی وجود نداشته باشد، اگرچه قصد ندارم فقط برای اینکه چیزی نوشته باشم، تند تند بنویسم. انجام امور فنی و نرم افزاری سایت را وامدار دوست خیلی خوبم جلال اسدی هستم. از او تشکر می کنم. … بعد هم دیگر سخن کوتاه. * تعبیر کرتابی های ذهن و زبان، عنوان سلسله یادداشت های استاد خرمشاهی در روزنامه ی شرق را به مناسبت، به بی تابی های ذهن و زبان تغییر داده ام.

  • Share/Bookmark