کلوناد

يادادشت هاي علي اعطا درباره ي معماری و چیزهای دیگر

Posts Tagged ‘شوشتر’

برای آغاز

سلام

آدرس وبلاگ قبلی من، علی اعطا دات آی آر، یا همان کلوناد، اینجا دایورت شده و من از این به بعد قرار است اینجا بنویسم. نمی دانم تا چه زمانی، اما حالا-حالاها اینجا خواهم بود.

وب سایت من، مشکلات زیادی داشت (یا دارد) و یکی از مهمترین مشکلات و ایرادها، بخش کامنت است که کار نمی کند و اشکالاتی دیگر. به دوست خوبم، محمد حامد موسوی زحمت داده ام برای رفع این اشکالات.

محیط اینجا برایم آشنا نیست. باید با گزینه های کنار صفحه یک مقداری کار کنم.

بیشترین خوشحالی ام به خاطر بخش کامنت هاست که حالا دیگر فعال است. الان چیزی ندارم برای نوشتن اما آخرین یادداشت وبلاگ قبلی را اینجا کپی می کنم تا اگر نظری داشتید بنویسید.

………………………………………………………………..

جمعه – ٩ اردیبهشت ٨٩

یادداشت هایی از همایش پنجره ای به شوشتر

شنبه غروب رفتم اهواز،‌ یکشنبه ظهر رفتم شوشتر، سه شنبه بعدازظهر برگشتم اهواز و همان سه شنبه شب رفتم فرودگاه اهواز و به زور خودم را توی هواپیمای ساعت ٢٣:١۵ جا دادم و آمدم تهران. علیرغم اینکه چهارشنبه شب بلیط داشتم.
خوب، چرا رفته بودم اهواز؟ رفتم اهواز که بروم شوشتر
خوب چرا رفته بودم شوشتر؟ فرهنگستان هنر دعوت کرده بود که بروم چهارکلمه ای توی دو میزگرد توی همایش پنجره ای به شوشتر حرف بزنم. یکی نقد و بررسی پروژه شوشتر نو کار کامران دیبا و دیگری گفتگو درباره ی معماری معاصر ایران.
و من هم تشکر کردم و با کمال میل رفتم. حالا می گویم چرا.

همایش پنجره ای به شوشتر؛ مرکز رویدادهای معماری ایران
نظرات کلی ای دارم درباره ی کاری که مرکز رویدادهای معماری ایران شروع کرده. تا جایی که پشت کامپیوتر خوابم نبرد چیزهایی می نویسم. شاید اگر فراغتی حاصل شود میان این مشغله های بی امان ما‏، به زودی یادداشتی دراین باره بنویسم برای یکی از مجلات تخصصی.
مرکز رویدادهای معماری، و به طور مشخص مهندس قاسمی و همکارانش از چندسال پیش حرکتی را آغاز کرده اند که کم کم دارد خوب ثمر می دهد. به بار نشسته است این حرکت. این سطور من‏، صرفا ادای دینی ست در حد توان بیداری من در این نیمه ی شب نسبت به اتفاق بزرگی که آغاز و انجامش اراده های بزرگ می خواهد.

ما معمارها همیشه عادت داشته ایم فعالیت هایمان از جمع محدودی از خودمان بیرون نرود. در همایش ها و مسابقه ها و جشنواره ها‏، همیشه نخبه گرا عمل کرده ایم. جمعمان همیشه محدود بوده و در جمع محدود خودمان همیشه از جامعه ای شکایت کرده ایم که ارزش عمل ما را نمی داند و از حرفه ی ما به قدر کافی آگاه نیست. در بهترین حالت وقتی خواسته ایم جمع محدود خودمان را کمی گسترش بدهیم – شاید برای کمی عمق بیشتر بخشیدن به محتوا – یکی دو نفر فیلمساز و فیلسوف معروف را هم به بازی گرفته ایم.

کاری که آقای قاسمی و همکارانش می کنند، به بازی گرفتن کل جامعه است. کل جامعه ی شهری، آن هم در کوچکترین شهرهای قدیمی و ارزشمند به لحاظ تاریخی. یک بار در کاشان‏، یک بار در شوشتر، و ظاهرا در آینده در گرگان.
همایش پنجره ای به شوشتر، در یک بازه ی زمانی ١٠ روزه‏، در زمان همایش و شاید از مدتها قبل و تا مدتها بعد، تمامی شهر شوشتر را به بازی می گیرد. کمتر کسی را می توانید در شوشتر پیدا کنید که از این همایش بزرگ بی خبر باشد. شهر به تمامی‏، به تکاپو افتاده. شرکت کنندگان در شهر راه می افتند، گاه پرسه می زنند و گاه برنامه ی مشخصی را طی می کنند. با مردم گفتگو می کنند. می آموزند و می آموزانند و به قول آقای قاسمی، از منظر زندگی به معماری می نگرند.
به گمان من، اینطورهاست که می شود حقی را ادا کرد و این فاصله ی بعیدی را که به ناگزیر در طی چندین دهه ی اخیر میان معمار و جامعه، میان ذهنیت معمار و سلیقه ی جامعه، میان خواسته ی معمار و نیاز مردم ایجاد شده تا حدی کوتاه تر کرد.

همه ی ما – هر کس – می تواند با نظرات شخصی مهندس قاسمی موافق باشد یا نباشد. حتا می شود گاهی اشکال تراشی هم کرد. ممکن است افرادی هم باشند که یکباره در جلسه ای بلند شوند و با اظهارنظری، اشکالی کوچک را بهانه ای کنند برای زیرسوال بردن تمامی این حرکت ارزشمند.
اما تردید ندارم و ادعا می کنم که هیچ کس نخواهد توانست ارزش عظیم این حرکت فرهنگی را که در شهرهای کوچک ما شور و نشاط و پرسش و آگاهی ایجاد می کند، انکار کند.
در نهایت، خلاصه ی سخن و حرف اصلی ام این است که این جریان که آغاز شده، جریانی ست که فراتر از نظریه هایی مانند
زمینه گرایی، بوم گرایی، منطقه گرایی و از این قبیل، به طور مستقیم، ما را با اصالت ها و اریژینالیته ی زمینه، بوم و منطقه مواجه می کنند.

من‏، روزهای ۵ و ۶ اردی بهشت دعوت بودم برای شرکت در میزگرد.
روز اول:
نشست اول: عصر روز اول در خانه ی مستوفی نشست معماری و ادبیات برگزار شد با حضور علی خدایی و مینو فرشچی (این افراد احتیاج به معرفی بیشتر ندارند)
نشست دوم: بعد از نشست معماری و ادبیات، اینبار در خانه ی مرعشی نشست نقد و بررسی پروژه شوشتر نو بود. با حضور مهندس شهاب الدین ارفعی‏، مهندس محمود درویش ( رئیس انجمن مهندسان معمار و شهرساز اصفهان)، دکتر حمیدرضا شایان (عضو هیات علمی دانشگاه جندی شاپور) ، من (علی اعطا) و خانم مهندس ستاره اردوبادی (دبیر میزگرد)
روز دوم:
نشست اول: روز دوم عصر‏ باز در خانه ی مستوفی نشست عکاسی و معماری برگزار شد با حضور جاسم غضبان پور
نشست دوم: بعد از نشست عکاسی و معماری، نشست معماری معاصر در خانه ی مرعشی با حضور مهندس محمود درویش ( رئیس انجمن مهندسان معمار و شهرساز اصفهان)، دکتر حمیدرضا شایان(عضو هیات علمی دانشگاه جندی شاپور)، مهندس وحید قاسمی (مدیر مرکز رویدادهای معماری ایران و دبیر همایش) و من (علی اعطا) .
بعد از تحریر:
١- آدم یک مقداری برایش سخت است توی میزگردی باشد با حضور افرادی از یک یا دو نسل قبل و بخواهد با آنها بحث کند.
روز دوم البته، عذرخواهی های لازم را بجا آوردم و خیلی جدی بحث کردم. نتیجه این شد که روز اول، خیلی نشد بحث جدی ای مطرح کنم و یا بحثی را پیگیر باشم. ولی از نتیجه ی روز دوم راضی بودم.

٢- چه لذتی داشت همصحبتی های بعد از جلسات و توی فرصت های کوتاه کوتاه با علی خدایی، نویسنده ی مطرح کشورمان و گفتگو درباره ی ادبیات با او و چه انسان نازنینی بود و چه راحت می شد توی همان لحظات اول آشنایی با او صمیمی شد.

٣- غضبانپور از دید من، انسانی به تمام معنا اصیل است. او عکس هایش را زندگی می کند. او اول سوژه را زندگی می کند و بعد خاطره ای‏ لحظه ای از آنها را با عکس ماندگار می کند. بسیار می توانم از او حرف بزنم از همین آشنایی دو سه روزه و گفتگوهای پراکنده ی گاه گاه.

۴- سه شنبه بعدازظهر برگشتم اهواز. چهارشنبه شب بلیط داشتم که برگردم تهران. همان سه شنبه شب رفتم فرودگاه و آمدم تهران. اهواز دیدم نا آرامم. دیدم خانه جای ماندن نیست. انگار شهر من گم شده است.

  • Share/Bookmark